عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
749
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
حتّى اخذ على العالم ان يعلّم : خداوند سبحان از نادان پيمان نستاند كه برود و علم بياموزد جز اين كه از دانشمند پيمان ستاند كه آنچه را فرا گرفته ياد دهد . 199 ما افاد العلم من لا يفهم و لا نفع الحلم من لا يحلم : علم به شخص نادان فائده ندهد و حلم به غير حليم سود نبخشد . 200 ما بالكم تفرحون باليسير من الدّنيا تدركونه و لا يحزنكم الكثير من الأخرة تحرمونه شما را چه مىشود كه بكمى از دنيا كه بشما مى رسد شادمان مى گرديد و به بسيارى از آخرت كه از دستتان مى رود و از آن نا اميد مى گرديد ناشاد نمى شويد . 201 ما بالكم تاملون ما لا تدركونه و تجمعون ما لا تأكلونه و تبنون ما لا تسكنونه : شما را چه مىشود آرزومنديد آنچه را كه پيدا نمى كنيد و گرد مى آوريد آنچه را كه نمى خوريد و بنا مى كنيد آنچه را در آن جا نمى گزينيد . 202 ما الدّنيا غرّتك و لكن بها غررت : دنيا تو را فريب نداد بلكه تو فريب جهان را خوردى ( و پاى از طريق رستگارى بدر نهادى ) . 203 ما العاجلة خدعتك و لكن بها انخدعت زيب و زيور جهان تو را گول نزد بلكه تو گول زيب و زيور جهان را خوردى . 204 ما اقلّ الثّقة المؤتمن و ما اكثر الخوّان چقدر مرد امين مورد اطمينان كم و چه بسيار است خيانتگر 205 ما اكثر الأخوان عند الجفان و اقلّهم عند حادثات الزّمان : چه بسيارند برادران بهنگام چيدن كاسها ( در سفرها ) و چه بسيار كم اند آنان بهنگام گرفتاريهاى روزگار . 206 ما حمل الرّجل حملا اثقل من المروّة : مرد هيچگاه بارى را كه سنگين تر از بار مردانگى باشد بر نداشته است . 207 ما تزيّن الإنسان بزينة اجمل من الفتوّة بشر خود را بزيورى كه نيكوتر از جوانمردى باشد نياراسته است . 208 ما احسن بالإنسان ان يقنع بالقليل و يجود بالجزيل : چه خوش است كه انسان بكم بسازد و بسيار ببخشد . 209 ما اقبح بالإنسان باطنا عليلا و ظاهرا جميلا : چه زشت است كه انسان داراى باطنى زشت و ظاهرى زيبا باشد . 210 ما اهمّنى ذنب امهلت فيه حتّى اصلّى ركعتين : گناهى كه من در آن فرصت خواندن دو ركعت نماز پيدا كنم ( و از خدا آمرزش خواهم ) آن گناه